با فرزندتان ارتباط خوبی برقرار کنید .

با فرزندتان ارتباط خوبی برقرار کنید .

اگر در برقراری ارتباط با فرزندانتان مشکل دارید ،از شخصی که می تواند الگو و سرمشقی خوب و مثبت باشد ،کمک بگیرید .

این شخص می تواند کسی باشد که فرزندتان او را تحسین می کند و به وی احترام میگذارد . هر پدر یا مادری برای رفع مشکلش از دیگران کمک می گیرد . پس وقتی از دیگران کمک می گیرند ،احساس شکست و بازنده بودن نکنید .
در نظر بگیرید که حداقل انقدر عاقل و فهمیده بودید که پی بردید خودتان به تنهایی قادر به اداره ی اوضاع نیستید .
به فرزندتان هنر گفتگو را بیاموزید .
به فرزندتان بگویید از دیگران درباره ی خودشان سوال کنند ، در نظر آنان باهوش ، آزاد اندیش و با مزه می آیند وبه آنها کمک کنید یاد بگیرند که چگونه و با استفاده از چه روش ها و عباراتی سر صحبت را با دیگران باز کنند.
اگر دو فرزند دارید و به یکی از آنها می گویید باهوش و زرنگ است ،حتما این را به آن یکی بگویید.
توجه بیش از اندازه به یکی از فرزندان نه تنها موجب تخریب اعتماد به نفس فرزند دیگر می شود ،بلکه حس رقابت و احساسات بد و منفی هم به وجود می اورد که احتمال دارد سال ها در وجود او باقی بماند . بعضی از محققان اعتقاد دارند ۷۵%تفاوت های شخصیتی افراد از فرقی که والدین بین فرزندانشان میگذارند ،نشات میگیرد .
هر شب قبل از اینکه فرزندتان به رختخواب برود ، ده تا پانزده دقیقه با او صحبت کنید .
هر شب قبل از خواب از فرزندتان بپرسید آیا سوالی از شما دارد یا نه ، از او بپرسید :بهترین اتفاقی که امروز برایت افتاده سات ؟
جالب ترین اتفاقی که امروز برایت افتاده چه بوده ؟
امروز چه کاری کرد یکه به اش افتخار می کنی . امروز چه کاری کردی که آرزو می کنی نکرده بودی ؟
چه نکته ای در مورد خانواده ات دوست داری ؟
برای انجام چه کاری بی صبرانه منتظره فردا هستی ؟
این سوالات فرصتی خارق العاده را در اختیار شما قرار خواهند داد که فرزندتان را بهتر بشناسید و اوقاتی بسیار خوب را با یکدیگر بگذرانید .
وقتی می خواهید درباره ی روزی که فرزندتان گذرانده است اطلاعاتی بدست آورید ،یکی از وقایعی را که گذرانده برای خودتان رخ داده است برا ی او تعریف کنید .
والدین اغلب از فرزندشان درباره ی اتفاقاتی که در مدرسه برای آنها افتاده است ، سوال می کنند .به جای این کار ، سعی کنید اتفاقی را که در طول روز برای خودتان افتاده است و می توانید آن را برای فرزندتان تعریف کنید . در نظر بیاورید .با در میان گذاشتن وقایع شخصی تان با فرزندانتان می توانید باب گفتگو را با آانها باز کنید . فراموش نکنید همانقدر که شما به اتفاقاتی که در طول روز برای آنها می افتد علاقمند هستید ، آنها هم به اتفاقاتی که در طول روز برای شما می افتد علاقه مند هستند .
به فرزندتان بیاموزید آنچه را می خواهند در خواست کنند .
درست است که شاید همیشه به انچه می خواهند دست نیابند ، ولی در خواست کردن فرصت های بهتری رابرای دستیابی به آنچه می خواهند در اختیارشان قرار خواهد داد و وقتی بزرگ شوند ،این درسی بسیار با ارزش برای آنها خواهد شد .
نظرفرزندتان را درباره ی همه چیز جویا شوید و به دقت به نظریات او گوش دهید .
وقتی فرزندتان نظرش را بیان می کند ، به آن توجه کنید و چیزی بگویید که نشان بدهد شما واقعا به حرف هایش گوش میدهید . این کار به فرزند تان کمک می کند تفکر انتقادی اش را تقویت کند و عزت نفسش بالا برود .
سعی کنید وقت معینی را در روز تعیین کنید که فرزندتان بداند در آن موقع می تواند بی دغدغه با شما صحبت کند و شما در ان زمان با تمام وجود به حرف های او گوش می دهید .
صبح ها هنگام صرف صبحانه یا شب ها قبل از خواب ، زمانهایی بسیار مناسب در طول روز هستند تا خودتان را در دسترس فرزندتان قرار دهید .فرزندان شما بی صبرانه منتظر رسیدن آن وقت معین در روز هستند تا بتوانند هر آنچه را باعث آزار و اذیتشان میشود برای تان تعیین کنند .
وقتی فرزندتان درباره ی مشکلش با شما حرف میزند ،سعی کنید ساکت باشید و فقط به حرف هایش گوش دهید .
بیشتر مواقع وقتی بچه ها درباره ی اتفاقی که برای آنها افتاده است حرف میزنند .به دنبال اظهار نظر ،سخنرانی یا پند و اندرز نیستند . آنها فقط می خواهند کسی به حرف ها و درد دلشان گوش دهد . زمانی که ششدانگ حواستان را به حرف های فرزندتان بدهید و گفته های خودش را موبه مو برایش بازگو کنید .او خیلی بهتر می تواند در برابر مشکلاتش واکنش نشان دهد . بچه ها وقتی ببینند شما به دقت به مشکل آنها گوش داده اید و آن را دوباره از دهان شما بشنوند ،خیلی بهتر می توانند آن مشکل را تجزیه و تحلیل کنند و به تنهایی به حل آن بپردازند .

برگرفته از کتاب اصولی ساده برای تربیت فرزند موفق -نوشته ی الکس لاچ -مترجم :شیما فلاح -ماندانا نوران .انتشارات :افق دور -شمیم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*