رشد هوشی در کودکان از تولد تا یک سالگی قسمت اول

از زمان تولد تا یک سالگی
کودک در سنین اولیه ا ش،توانایی های جدیدی کسب می کندو بیشتر از هر زمان دیگر در زندگی اش ، گام های بلندی برمی دارد. اطلاعاتی که او کسب می کند و اکتشافاتی که از سوی اندام های حسی و احساساتش به او می رسد ،زیاد است .به همین دلیل این مرحله به مرحله ی حسی –ابزاری معروف شده است .
بازی با کودکان ، نه فقط ممکن است ، بلکه به آن سفارش هم شده است .اما در این مواقع در پیش گرفتن بعضی از احتیاط ها بسیار اهمیت دارد . هر قدر سن کودک کمتر باشد ، به مدت طولانی تر ی از تمرکز کردن عاجز میشود .وقت مناسب برای بازی ،زمانی ست که احساس گرسنگی نکند ،چرت نزند و آرام باشد،ولی اگر احساس خستگی کرد ، باید بازی کردن را متوقف کنید . کودک باید سبک خاص خود را مشخص نماید.شما باید بیاموزید جه زمانی کودک از بازی کردن منصرف میشود و در چه هنگام احساس خستگی یا هیچان شدید بر او چیره میگردد .
اگر کودک بتواند صورت کسی را که با او سخن می گوید با با او بازی می کند را با دو چشم خود ببیند ،به نحو مطلوب تری سرگرم میشود . لذا بهتر است مستقیما در برابرش بایستید و توجهش را جلب کنید .شایان ذکر است که کودک بسیار حساس است و تحت تاثیر حالات روحی ما قرار میگیرد ،به همین دلیل بازی کردن با او زمانی مفید است که خوشحال و آسوده خاطر باشیم و آمادگی بازی با او را در خود احساس کنیم . سال اول زندگی کودک ، مرحله ی بسیار حساسی ست.در این سن ، آموخته های کودک بسیار غنی ست .
کودکی که نمی تواند به خودش تکیه کند ، نیازهای بسیاری دارد ،مثلا به گرما ، محبت ،نظم ،آرامش و اگاهی احتیاج پیدا می کند . اونیازمند است که به او توجه نماییم و اورا تنها در گوشه ی خانه رها نکنیم . کودک به محفلی نیازمند است که در آن به صورت مساوی احساس امنیت مادی و عاطفی کند . کودک توانمندیهای خاصی دارد و از طریق آنها می تواند به بهترین نحو ممکن رشد کند ، اما خانواده و مربیان باید شرایط مناسبی را برای او فراهم نمایند .
از چهار تا هشت ماهگی
کودک در این مرحله ،جهان را با حواس خود کشف می کند .در واقع با حس بینایی ،به وضوح اشکال
راتشخیص میدهد ،با وارد کردن غذاهای جدید به رژیم غذایی اش از حس چشایی بهره مند میشود و از همان آغاز ولادت ،به شیوه ی مطلوب از حس بویایی اش استفاده می کند . او در پایان ، از طریق استفاده از دست یا گذاشتن اشیا در دهانش حس لامسه را درک می کند . رشد حرکت بسیار مهم است و به کودک اجازه ی انجام تمرین های جدید ، مثل تلاش برای ثابت نگه داشتن سرش را میدهد . کودک کم کم وضعیت نشستنی را که دو دستش در آن آزاد می باشد ،یاد می گیرد ومی آموزد چگونه اشیا را بگیرد .کودک که با مشت کردن دستش چیزی را می گیرد ،می تواند تقابل بین انگشت اشاره و شست را در نظرش گیرنده ی بسیار فعالی ست ،دریابد .در این مرحله ،تمرین های غلتاندن با دست افزایش میابد و کودک درک می کند که جسمی دارد ، پس ازآن کشف میکند . به بهترین وجه بر حرکاتش مسلط میشود . رشد فکری هرگز در مرتبه ی دوم قرار ندارد . کودک شیوه های برخورد جدید را می آموزد ،به تکرار آن می پردازد و کم کم به آن عادت می کند .این فرآیند به او لذت فراوانی می بخشد. به عنوان مثال ، او کشف می کند که اگر هنگامی که در رختخوابش به پشت خوابیده است ،پایش را در هوا بلند کند ، می تواند عروسک آویزان را بالای سرش قرار دهد و آن را حرکت دهد یا زمانی که فریاد می زد ((ماما))،مادرش خوشحال به سویش می آید .
کودک زمانی طولانی برای آموختن ارتباط بین فعل و نتیجه صرف می کند و هنگامی که این کار را انجام داد ،به نتیجه میرسد . هنگامی که اسمش را صدا میزنیم ،جواب میدهد . هنگامی که سرش را با تکه ی پارچه می پوشاند ،بازی می کند ،قهقهه سر میدهد ، توجه می کند .خوردنی هایی که دوست ندارد را رد می کند و … .

برگرفته از کتاب ۱۵۰ بازی کودکانه جهت تقویت هوش .نوشته :آن باکوس-کریستیان رومان
ترجمه :فاطمه کاظمی .انتشارات آیینه دانش

 

رشد هوشی کودک قسمت دوم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*